وبلاگ خورجین با مطلبی در مورد تیم پرشین به روز شد.
------------------------------------------
تذکر : لطفن این مطلب را نخانید ! یا اگر می خانید تا آخر بخانید.
روز اول قرار بود چند تا تیم فوتبال در چند محله محروم تهران تشکیل بدیم
فرحزاد . شهرری. خاک سفید . شوش . علی آباد....
تشکیل تیم فوتبال هزینه می خاد ، امکانات می خاد...
اسم فوتبال که میاد اول از همه یاد فدراسیون فوتبال می افتی. به آقای محمد نبی دبیرکل فدراسیون فوتبال نامه نوشتم . امکانات خیلی کمی می خاستم که بتونم این بچه های محروم را از سر چهارراه ها جمع کنم و با بهانه فوتبال ببرم سر کلاس درس و مدرسه.
جواب فدراسون فوتبال این بود :
« سلام. آقای محمد نبی سلام رسوندند و فرمودند با درخواست شما موافقت نمی شود . همتتان عالی . خسته نباشید! »
هیچ انتظار دیگه از فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران نداشتم . فدراسیونی که یه عالمه عاشق خدمت به مردم سر ریاستش دارند دعوا می کنند!... ( اینجا و اینجا را ببینید )
تیم های فوتبال لینگ برتر ( جام خلیج فارس ) : با همه شون مکاتبه کردم و .. هیچ کدوم جواب ندادند. تیم هایی که کلمه فرهنگی ورزشی را روی اسم باشگاهشون یدک می کشند اصلن براشون مهم نبود که داریم چند تا بچه یتیم فال فروش را فوتبالیست می کنیم.
به درک !
این من نبودم که اونها را از دست می دادم . اونها بودند که داشتند ما را از دست می دادند .
لامصب اسم کار فرهنگی و کار خیر در راه خدا هم که میاد همه یهو کنار می کشند!
چهار نفر بودیم فقط. من و علی ( برادرم ) و عیسی و مرتضی. فکر اصلی را هم که شارمین داده بود. عیسی که خسته شد و برید. شایدم کارهای دیگه اش اولویت داشت . منم که همیشه سرم شلوغه و وقت کمی دارم . علی و مرتضی موندند و تمام زحمات این تیم های فوتبال. گاهی هم علیرضا کمک هایی می کرد.
وقتی خودمون شروع کردیم ( بدون کمک فدراسیون و باشگاه ها ) با چشم خودمون دیدیم که خدا قبل از ما آستینش را بالا زده و دست به کار شده!!!
کسانی حمایتمان کردند که فکرش را هم نمی کردیم. ما که به یک دست لباس ورزشی هم قانع بودیم تیم هایی ساخته بودیم که 6 دست لباس ورزشی کامل از جمله جوراب و کاور و قلم بند و هر چی که فکرشو بکنید داشت.
درسته که اکثرشون فال فروش و محروم بودند ولی تیمی که ساخته بودیم امکاناتش در حد بوندس لیگا بود ! ! ( اینم طنزش )
دست خدا درد نکنه که هم به ما کمک کرد ، هم به اون آدمهای خیری که با کمک به تشکیل این تیم ها کلی رنگ سفید توی پرونده شون پاشیدند . ما که خوشحال بودیم ، فقط مونده بود خوشحالی این بچه ها ی محروم .
که این خوشحالی هم با تلاش فراوان همین بچه ها بدست اومد. نایب قهرمانی در لیگ شهرداری تهران در بین 58 تیم کم نبود . خب آخه سرمربی مون خیلی بزرگ بود . همه بازی ها را از تو آسمونها تماشا می کرد.
حالا هم که خوابهای بزرگ بزرگی برای ما و این بچه ها دیده ، فقط منتظره که خودمون همت کنیم.
تویی که وقت گذاشتی و اینها را خوندی ، تو هم بیا بازی !
یک تیم فوتبال کلی امکانات می خواد هزینه می خاد...
ما سه چهار نفری داریم فوت می کنیم ، تو هم بیا کنار ما فوت کن تا فوتهامون طوفانی بشه و سد مشکلات را از بین ببره تا بتونیم همه بچه های فال فروش سر چهار راه ها را جمع کنیم و با بهانه ورزش ببریم سر کلاس درس و مدرسه .
بدون ! که این لحظه ، لحظه ایه که توی آخرت نشونت می دن! بهت می گن : « از تو برای کار خیر کمک خاسته شد..................»
گزینه اول : ولی تو بی اعتنا رد شدی و کمک نکردی
گزینه دوم : و تو خیلی خوب وظیفه ات را انجام دادی و پرونده ات را سفید کردی
بذار گزینه دوم توی پرونده ات ثبت بشه.
عکس های این تیم فوتبال توی وبلاگ خورجین آخر مطلب هست . برای دیدن اون گزارش و عکس ها اینجا را کلیک کنید.
