يک خانـه قدیمی ، در کوچه سار باران جـایی پـر از گـل یـخ ، ایـن یـادگار یـاران
میعادگاه عشـق و ، محنت سرای عشاق بـازیـچـه زمـانـه ، سیـر از جـفـای دوران
عشق است درنهادش،نـوراست برجبینش پاک است این ولایت،اینجاست پر زانسان
زرد همچوروی محروم،آبی چوآسمان است سبـزش زخانه سبـز،سرخش زخون یاران
ارواح پـاک و طیب ، پـر می زننـد در او زیراکه بوده روزی ، مهبط به شاه شاهان
هسـتند در تــواتر ، انـدر لـیالی قـدر روح و ملائـک و انـس، جـویـای سـر پنهان
پر کرده کوچه ها را ، از کوچه گرد عاشق حـامل بـه دوش خویشند، روزی بـر یتیمان
ران ملـخ نهــاده ، در کیسـه ها ، امــا بـا یـاد حضـرت دوست، پـر کرده کـل ایران
ای وای از آن زمانـی،کـو بسته باشندش مشکل تـوان تحمل ، ایـن بـار درد هجـران
< امین قلعه نویی >
