رفتم شركتي كه كار ميكردم و خيلي ريلكس
(Rahat) استعفا دادمرئيس شركت خيلي ريلكس تر اومد كنارم نشست و مودبانه حرفهايي زد كه معنياش ميشد : تو غلط ميكني كه ديگه سر كار نياي. فردا هم منتظرت هستم و تو مياي سر كارت.
نتيجه : زورم به يک پيرمرد فكستني نرسيد
-------------------
+ نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 23:25  توسط آ سه مون آبی
