وبلاگ خورجین با مطلب ما اهل کوفه نیستیم؟؟ به روز شد
--------------------------------------------------
عزاداريم...
مشکي مي پوشيم...
ولي چرا؟
من مشکي مي پوشم. پرچم عزا روي لوگوي وبلاگم کشيدم. چون من عزادارم...
عزادار حسين؟ نه. اصلن!
بايد گريه کنيم. بايد به حال خودمان گريه کنيم نه به حال حسين (عليه السلام). بايد خون گريه کنيم.
شهداي کربلا رسالتي را انجام دادند. کربلايي ها ( از حسين (عليه السلام) که شهيد شد تا زينب که زنده ماند ) رسالتي سنگين را به خوبي انجام دادند تا به ما (آيندگان) درسها بدهند آنها معلم هاي ما هستند و وقتي که کلاس درس به اوج خودش مي رسد ما شام غريبان مي گيريم و به حال معلممان که در بهترين شرايط (شهادت) بود گريه مي کنيم و اصلن به درسهايي که از اين راه(شهادت) بايد ياد مي گرفتيم فکر نمي کنيم.
يزيدي زندگي مي کنيم و براي مظلوميت حسين (عليه السلام) گريه مي کنيم مي کنيم! اين گريه ندارد؟ واقعن اين موضوع درد نيست؟ نبايد براي اين موضوع عزادار بود؟
به مظلومانه ترين حالت و به حقيرانه ترين حالت ممکنه زندگي مي کنيم، طوري که از يک زندگي عاديه آزاد عاجزيم و براي کسي گريه مي کنيم که آزاد زندگي کرد و به راحتي براي هميشه زنده ماند. مگر خود خداي بزرگ نگفته؟ مگر کلام صريح قرآن نيست که شهدا زنده اند؟ پس براي کدام حسين مرده گريه مي کنيم؟ براي کدام حسين مرده سياه مي پوشيم؟
سياه بپوش. سياه بپوش بدبخت!
بايد هم سياه بپوشيم ولي نه براي حسين زنده. براي خودمان بايد سياه بپوشيم که مرده ايم. براي خودمان بايد عزاداري کنيم که داريم در يزيدي زندگي کردن غوطه مي خوريم. بدبختيم ! بايد هم عزادار خودمان باشيم
به ما درس دادند که اگر بايد زندگي کنيم چطور زندگي کنيم ، و اگر بايد بميريم چطور بايد بميريم. ولي ما درس نگرفتيم. چون حالا که بايد زندگي کنيم نميدانيم چطور زندگي کنيم ( از زندگي کردنمان مشخص است) و اصلن بلد نيستيم که چطور بايد بميريم
اين معلم با تمام وجود به ما درس داد. حسين (عليه السلام) همه چيزش را آورد، خانواده اش را آورد ، با همه ي دار و ندارش شهادت داد در محضر تاريخ..
حسين (عليه السلام) به ما درس داد که چطور جاودانه شویم
ولی ما اصلن نفهمیدیم و نخاستیم بفهمیم که حسین جاوندانه شد و چرا و چگونه جاودانه شد
حسين (عليه السلام) شهادت داد به سود همه مظلومان تاريخ
ولي ما گمراهان فکر مي کنيم که حسين (عليه السلام) مظلوم است و بقيه ي تاريخ آزاده! و مظلومان زمان خودمان را یاری نمی کنیم.
حسين (عليه السلام) شهادت داد به نفع محکومان جلادهاي روي زمين
ولي ما غافلان ، جلادهاي زمان خودمان را نه تنها محکوم نمي کنيم ، که گاهي آنها را ياري هم مي کنيم تا خون مظلومان را بنوشند!
حسين (عليه السلام) شهادت داد عليه ضحاک هايي که مغز جوانان را مي خورند . حسين (عليه السلام) با علي اکبرش شهادت داد
ولي ما فقط نوحه علي اکبر را بلديم!
در تاريخي که قهرمانهايش مي مردند حسين (عليه السلام) شهادت داد که قهرمانها زنده مي مانند
ولي ما دوست داريم که حسين (عليه السلام) مرده باشد تا برايش سياه بپوشيم و گريه کنيم. اصولن ما حسين مرده را بيشتر از حسين زنده دوست داريم!
حسين (عليه السلام) با علي اصغر کودک شيرخوارش شهادت داد که جلادان تاريخ به کودکان شيرخوار هم رحم نمي کنند
ولي ما فقط لباس علي اصغر را تن کودکانمان کرديم و ازشان عکس يادگاري گرفتيم!
حسين (عليه السلام) شهادت داد که حج و نماز بدون شعور ارزشي ندارد. حسين (عليه السلام) با ترک حج شهادت داد . حجي که اجدادش براي احياي آن قيام کردند. حجي که ابراهيم بزرگ بنا نهاد. حسين (عليه السلام) به ما آموزش مي دهد. حسين (عليه السلام) به تمام نمازگزاران و حج گزاران و مومنان تاريخ آموزش مي دهند که حج و نماز بدون شعور به درد نمي خورد. حج و نماز بدون قيام عليه ظالم باطل است.
ولي ما در نهايت نفهمي ، نمي فهميم! نمي فهميم پيام حج ناتمام حسين (عليه السلام) چه بود و بيست و يا سي بار حج مي کنيم ، بدون اينکه ظالم زمان خودمان را بشناسيم و عليهش قيام کنيم. اين نفهمي عزا نداره؟ اين نفهمي گريه نداره؟ بايد بخاطر اين نفهمي مان خون گريه کنيم بايد عزادار باشيم...
حسين (عليه السلام) از آن همه جلاد مي پرسيد : < هل من ناصر ينصرني؟> ( آيا ياري کننده نيست که مرا ياري کند؟) . خب معلوم است که آنها هيچکدامشان به حسين (عليه السلام) کمک نخاهند کرد. حسين (عليه السلام) اين جمله را از ما (آيندگان) مي پرسيد . حسين (عليه السلام) از ما مي پرسيد که آيا شما به من کمک نمي کنيد؟
و ما بدون اينکه فکر کنيم که چه کمکي مي توانيم به حسين (عليه السلام) بکنيم . فقط در انفعال کامل براي او گريه مي کنيم. بدون کوچکترين زحمتي . بدون کوچکترين حرکتي براي ياري حسين (عليه السلام). اين درده! بايد هم براي اين درد لباس سياه پوشيد.
بايد هم براي اين درد پارچه هاي عزا روي در و ديوار گوچه ها کشيد. بايد هم عزادار بود.
من عزادارم.
عزادار خودم هستم. ما بايد براي اين مصيبتي که گرفتارش شديم بناليم و زجه ها بزنيم.
بايد پرچم عزا بر درو ديوار بکشيم و لباس سياه بپوشيم.