تبليغاتX
A3moone-ab

A3moone-ab

داشتم فک می کردم حالا که قراره دوماه نباشم ، اگه کلن نباشم چه اتفاقی می افته؟

یعنی مثلن اگه اتفاقی برام بیافته که افقی (خدابیامرز) بشم چه اتفاقاتی ممکنه بیافته...

توی جمعیت امام علی(علیه السلام):
حالا که یه مدت نیستم علی و علی زارعان و علیرضا کریمی و مهرداد حیدرنژاد هستند که کارهای من را انجام بدهند بطوریکه نبودن من اصلن اثری نداره. به عبارتی با نیست شدن (یا هر اتفاق دیگه) که باعث نبودن من بشه هیچ اتفاقی توی جمعیت امام علی(علیه السلام) نمی افته.

توی محله:
اگه من توی محله مون نباشم اصولن اصلن و ابدن هیچ اتفاقی نمی افته.

کار و شرکت:
حدود یک هفته هست که از کارم اومدم بیرون. حدود یک سال پیش اگه من از شرکتی که توش کار می کردم بیرون می اومدم همه چیز اون شرکت به هم می ریخت. اما حالا اونها خودشون را آماده کرده اند و نبودن من را کامل پر می کنند. پس با نبودن و نیست شدن من توی شرکتی که کار می کردم هم هیچ اتفاقی نمی افته.

جایی که نموند !

گاهی ما آدمها فک  می کنیم که مرکز پرگار همه ی عالم هستیم و این یه دروغ بزرگه که به خودمون میگیم. واقعن اگه خیلی از ماها (از جمله من) اگه توی دنیا نباشیم هیچ اتفاقی نمی افته و کار دنیا لنگ نمی مونه. زمونه راه خودشو میره و روزگار سپری میشه-  چه با من ، چه بی من...

 بودن یا نبودن اصلن چیز مهمی نیست زمانی که بودن و نبودنت هیچ تفاوتی نداشته باشه

 ویرایش: داشتم با محمد شایسته صحبت می کردم . می گفت توی این دو ماه میاد اینجا و برام کامنت می ذاره وقتی فهمید که اینجا کامنت دونی (سیستم نظرخاهی) نداره گفت که استثنائن برای این مطلب سیستم نظرخاهی (کامنت دونی) را فعال کنم

من هم به احترام محمد و فقط برای اون سیستم نظرخاهی این مطلب را تا زمانی که برگردم فعال می نمایم. فقط بخاطر تو محمد!

+ نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 16:1  توسط آ سه مون آبی  | 

 یک روزه که بیکار شدم

دارم افسردگی می گیرم. شدم مثل برده هایی که به کار کردن عادت کرده اند.

 

دلم برای شرکتی که همیشه ازش فراری بودم تنگ شده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 13:56  توسط آ سه مون آبی