همه می دونند که کشور ایران دومین کشور دنیا از نظر ذخایر گازی هست.
یعنی تو فصل سرما که دنیا لنگ گاز هست ما ایرانی ها همیشه باید یه عالمه گاز داشته باشیم و حتا به بقیه دنیا گاز بفروشیم
آمما ....!
آمما مردم ساری و مازندران توی سرما گاز ندارند . طوری که دولت مهرورز مجبوره نفت بین مردم پخش کنه و در حالی که مردم توی سرما دارند یخ می زنند آقایون توی خونه های گرمشون پز بدن که ما انرژی هسته ای داریم که حق مردممونه ! ولی گاز و گرما حق مردممون نیس گویا ... تازه نفت هم بصورت جیره بندی شده به مردم داده میشه .هر خانواده 40 لیتر .
این هم عکس هایی از مردم شمال کشور که با بد بختی و آتیش چوب مجبورن غذا درست کنن تا زنده بمونن ( امروز سال دو هزار و چنده؟ فک کنم چند روز پیش کریسمس سال هزار و هشتصد و خورده ای بود)
سمت مشکین شهر و اردبیل هم که گاز قطع هست .
یه سوال : مردم دنیا تو سرما چیکار می کنن؟؟
گاز قزوین هم که داره قطع می شه .
مایی که یه عالمه گاز داریم باید از ترکمنستان گاز بخریم ( جل الخالق ) تازه ترکمنستانی ها هم دیگه بهمون گاز نمی فروشند و می خان گرون تر حساب کنن. آقای قمبری (روابط عمومی شرکت گاز) هم که گفته بود زود زود از ترکمنستان گاز می خریم مجبور شد حرفهايش را پس بگيره و بگه من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود . و کماکان مردم توی سرما گاز ندارند ...
تازه توی این بلبشو باید به ترکیه هم گاز بدیم ( اونم با قیمت خیلی ارزون ) که نکنه کشور دوست و همسایه ترکیه ناراحت بشه که بهش گاز ندادیم. آخه اصولن همیشه مرغ همسایه غازه و خون مردم اون ور مرز انگار رنگین تر از مردم این ور مرزه ! ولی قراره کمتر بهشون گاز بديم گویا مسئولین واقعن فهمیدن که اوضاع همچینم خوب نیست .
این هم آخرین خبر در مورد قطع گاز شهرستان کاشمر و عدم وجود جواب امیدوار کننده.
یادش بخیر یه مطلب نوشته بودم در مورد فروختن دریای خزر و خریدن انرژی هسته ای که خانم معصومه حبیبیان و علیرضا کریمی به شدت با من و مطلبم و وبلاگمو همه چی به شدت مخالفت کرده بودن. به همین دلیل تمام لینک خبر ها را از سایت دولتی فارس نيوز آوردم که نگین رفته از سایت های غیر دولتی خبرهای دروغ نوشته و قصد تشویش اذهان عمومی را داره. ..
توضیح :
بعد از نوشتن این مطلب آقای علیرضا کریمی ( وبلاگ عقاب ) جوابیه ای را برای من ای میل کردند که به خودم واجب می دونم که متن جوابیه ی ایشان را اینجا بنویسم چون حس می کنم دفاع کردن و توضیح دادن یک آدمی که فکر می کنه بهش بی احترامی شده از حقوق اون هست ( یعنی از حقوق علیرضا - فنچ و عقاب سابق ! )
متن جوابیه ایشان به این شرح است :
سلام
پست خوبی بود. دقیقا با اون فرمتی که به نظرم باید یک فرد تحصیل کرده نوشته شده باشه نوشته دشه بود. یعنی منسجم و با ذکر منبع. این که منبع چی باشه، اصلا مهم نیست چون اگر ذکر بشه ، قضاوت بر دوش خواننده است. در ثانی با توجه به فیلترینگ گسترده و مبارزه با آزادی بیان، این که بتونی منبع خودی پیدا کنی خودش کلی هنره
اما بی رودرواسی متاسف شدم از پارگراف آخر که کاملا سوء برداشت بود
در مطلبی که نگارنده وبلاگ در مورد فروش دریای خزر نوشته بود، بنده با توجه به سرچی که در مورد این موضوع داشتم، از نویسنده درخواست ارائه مطلب کردم. به هر حال من در هر جایی که در مورد موضوعی صحبت می کنم ازم درخواست منبع می شه. و این که بگم یک جمله در یک وبلاگ یک نفر مثل خودم، منبع خوبی به حساب نمی آد. خلاصه با توجه به این که ایشون این مطلب را نوشت و این که به هر حال سطح توقع من از ایشان ایجاب می کرد ، منبع را جویا شدم که نمی دونم چرا موجب تکدر خاطر ایشان شد و فکر کردند با اصل مطلب مشکل دارم
در هر صورت اون روز توضیحاتم را هم به ایشان و هم به برادرشان دادم ولی گویا ایشان با این پاراگراف مکتوب، باز هم نشان دادند که همچنان در سوء تفاهم به سر می برند
هر چند به احتمال زیاد نگارنده می دانسته که با درج این پاراگراف موجب رنجش این حقیر می شه، ولی نمی دونم چرا متن خوب خودش را با این پاراگراف خراب کرد که گویی منبع ذکر کردن، جام زهر نوشیندنی است بس ننگین
در هر صورت گویا انتقاد که هیچی، سوال کردن هم موجب سوء تفاهم و تکدر خاطر می شود که سعی بر این است از این به بعد به این دو نیز پرداخته نشود
امیدوارم با توضیحات این حقیر، سوء تفاهم از ذهن مخاطبان عام و خاص برطرف شده باشد، که در غیر این صورت این نیز بگذرد
با تشکر
علیرضا کریمی
ویرایش شده در پنجشنبه ۱۳دی1386ساعت ۰۰:۱۶ توسط آ سه مون آبی