تبليغاتX
A3moone-ab

A3moone-ab

هم اينترنت به من دسترسي داره هم من به اينترنت

 ولي كماكان ترجيح مي دم فعلا اينجا چيزي ننويسم

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1390ساعت 22:15  توسط آ سه مون آبی 

اینترنت به من دسترسی نداره! (فعلن)

و این درحالی اتفاق می افته که ما در قرن ارتباطان به سر می بریم~!

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 دی1388ساعت 15:46  توسط آ سه مون آبی 

در عجبم از مردمی که در ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی می گریند که آزاده زندگی کرد

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 دی1388ساعت 10:43  توسط آ سه مون آبی 

مرتضي كي منش با همكاري تيم نشريه جمعيت امام علي(عليه السلام) CD شماره جديد نشريه گل يخ را براي چك نهايي و چاپ بهم رسوندند.

با علي (برادر گرامي‌مان) كه داشتيم اين شماره را مي خونديم بجز يكي دوتا اشتباه جزئي و كوچيك اشتباه ديگه‌اي پيدا نكرديم.

اين يعني مرتضا كارشو به خوبي انجام داده.

خسته نباشي مرتضا جان

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 16:17  توسط آ سه مون آبی 

تا همین یک ساعت پیش جشنواره مطبوعات کودک بودم

خیابان حجاب، کانون پرورش فکری کودک و نوجوان. یه عالمه غرفه ی رنگارنگ و پر زرق و برق با کلی آهنگ و فضای کاملن شاد. دوتا غرفه هم دوستان جمعیت امام علی(علیه السلام) گرفته بودند. بهنام اوشنی و خانم شریفات و خانم مقدم پارسا خیلی زحمت می کشیدند تا از این دوتا غرفه به خوبی استفاده کنند (دستشون درد نکنه).

یه عالمه بچه جقله (کوچولو موچولو) هم ریخته بود توی نمایشگاه که یا توی غرفه ها بازی می کردند(بازیهای مدرن کامپیوتری تا بازیهای سنتی) یا پدرو مادرشون براشون کلی اسباب بازی می خریدند یه عالمه بچه ی قلقلی فسقلی دیگه هم سر چهاراه ها دارن فال می فروشند و یا گدایی می کنند ویا توی زباله ها دنبال غذا می گردند.

 

عدالت اجتماعی

+ نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388ساعت 15:37  توسط آ سه مون آبی 

N+۳

مطلب مرتبط:     N+1  نوشته شده در ۱۲ آذر ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 0:9  توسط آ سه مون آبی 

 

آخر نفهمیدیم عید قربان هست یا عزای قربان. صدا و سیما (تلویزیون ) به مناسبت عید قربان چند روزه که غرق در عزا و گریه است. ما آخرش نفهمیدیم عید، اون هم از نوع عید قربانش واقعن جای عزاداریه؟؟

البته حدس می زنم که برای عید غدیر (هفته آینده) صدا و سیما روال کاملن معکوسی را دنبال کنه. یعنی یکدفه شروع می کنه به جشن و پایکوبی. و در مورد عید ولایت و ولایت مداری حرف میزنه. احتمالن مدم توی برنامه هاشون می گن که با توجه به واقعه غدیر هر کسی که ولایت مدار نباشه ایمان نداره. من در این زمینه نظری ندارم!

=============

امروز صبح کوه بودیم. قرار من با مصطفا (میرجعفری) ساعت 5/5 صبح توی میدون قدس جلوی شهرداری منطقه یک بود. دیشب علی هم رفته بود پیش پدرام. قرار بود ساعت 5 صبح برم منیریه و اونها را بردارم و بریم میدون قدس.

اولن که صبح دیر بیدار شدم. چهار و پنجاه دقیقه (ده دقیقه به پنج) از خونه حرکت کردم و سه دقیقه بعد تقاطع اتوبان یادگار امام و خیابون آزادی بودم (مسیری که در حالت عادی حداقل 15 دقیقه طول می کشه)

از تقاطع آزادی- یادگار امام هم سه دقیقه طول کشید که رسیدم میدان انقلاب (در حالت عادی 20 دقیقه)

و شش دقیقه هم طول کشید که از میدون انقلاب رسیدم میدون منیریه .

ساعت پنج و دو دقیقه رسیدم سر قرار با پدرام و علی. اونها هم پنج و 14 دقیقه اومدند . باید پنج و سی دقیقه میدون قدس می بودیم. یعنی فقط شانزده دقیقه وقت داشتیم که از میدون منیریه بریم تجریش و بعدش میدون قدس . توی این فکرها بودم که علی گفت من حوصله ی کوه ندارم منو بذار خونه !

پنج و 14 دقیقه از منیریه حرکت کردم و پنج و بیست و هشت دقیقه (یعنی چهارده دقیقه ی بعد) رسیدم شهرک غرب. علی را پیاده کردم و در عرض شش دقیقه از شهرک غرب رفتم تجریش و میدون قدس!

زده بودم دنده هوایی. جاهایی که چراغ قرمز نداشت 140 تا 160 کیلومتر بر ساعت سرعت داشتم . صبح زود بود و خیابونها خلوت بود و من هم می گازیدم که دیر نرسم.

چهار دقیقه دیر رسیدم سر قرار. و این بد بود.

ایکاش همیشه به این موضوع دقت زیادی می کردیم که همیشه سر موقع برسیم به قرارهای ملاقاتمون. گاهی پیش میاد که سر قرار می ریم ولی طرف مقابل نیم ساعت و یا حتا یک ساعت دیرتر می رسه. و این بده     !

جای همه توی برفهای روی کوه های تهران خالی بود.

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 0:6  توسط آ سه مون آبی 

گاهی اوقات حاشیه های بچه گانه ی جمعیت امداد دانشجویی-مردمی امام علی(علیه السلام) اینقدر غلیظ میشه که آدم دچار تهوع میشه...

 

پ.ن: تیتر این مطلب نه در شان من بود و نه در شان این وبلاگ ولی شان و منزلت اتفاقات کودکانه اخیر اختیار انتخاب تیتر دیگری را از من گرفت

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 10:37  توسط آ سه مون آبی 

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 0:47  توسط آ سه مون آبی 

بالاترین عبادت تفکر در انجام وظیفه است - امام رضا علیه السلام

فکرشو بکن. هر وظیفه و کاری که قراره انجام بدیم  اگه روش فکر کنیم اونوقت به بهترین صورت انجامش می دیم.

و این از هر عبادت و نماز خوندنی هم بهتره. فکرشو بکن...

ایکاش همه مون هر کاری که می کنیم به بهترین وجه انجامش بدیم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 23:15  توسط آ سه مون آبی