پ.ن: تیتر این مطلب نه در شان من بود و نه در شان این وبلاگ ولی شان و منزلت اتفاقات کودکانه اخیر اختیار انتخاب تیتر دیگری را از من گرفت
پ.ن: تیتر این مطلب نه در شان من بود و نه در شان این وبلاگ ولی شان و منزلت اتفاقات کودکانه اخیر اختیار انتخاب تیتر دیگری را از من گرفت
فکرشو بکن. هر وظیفه و کاری که قراره انجام بدیم اگه روش فکر کنیم اونوقت به بهترین صورت انجامش می دیم.
و این از هر عبادت و نماز خوندنی هم بهتره. فکرشو بکن...
ایکاش همه مون هر کاری که می کنیم به بهترین وجه انجامش بدیم...
خيلي ساله كه ما چهار نفر هستيم. يعني اولش 6 نفر بوديم. از همان روزهاي اول دانشگاه با هم دوست شديم. با هم مي رفتيم سر كلاسها. با هم نميرفتيم سر كلاسها. با هم درس نميخونديم. و با هم استاتيك ميخابيديم!! با هم زندگي ميكرديم
بعد از يك سال به دليل يك سري مسائلي كه پيش اومد، توي آشپزخانه خونه عليرضا اينا جلسه گذاشتيم و تصميم گرفتيم بجاي 6 نفر بشيم 4 نفر. يعني دو نفرمون را حذف كرديم. شديم چهارتا.
تا اينكه 6 ماه پيش يكي مون ازدواج كرد و رفت. امشب هم عروسي يكي ديگه از اين گروه چهار نفره بود.
گروهي كه قبلا بود گروه چهار ولي حالا نميدونيم بايد بهش بگيم گروه چهار بعلاوه دو يا گروه چهار منهاي دو.
همه چيز به اخلاق اين دو عنصر جديد بستگي داره
بعد از جلسه گروه شهرری (رابط های شهرری در جمعیت امام علی علیه السلام) اومدم خونه و یک کارت دعوت به عروسی روی میز دیدم.
آخ که چه حالی به آدم دست میده وقتی می بینه یکی از خانواده های محروم فرحزاد (از خانواده های تحت پوشش جمعیت امام علی علیه السلام) برای شادی ازدواج دخترشان تو را هم لایق بدونند و دعوت کنند.
آخ که چه حالی می ده زمانی که می فهمی محرومین شهر تو را به بزمشون دعوت کرده اند.
آه که چه حالی می ده وقتی که می بینی صاحبان خانه خدا (دلهای شکسته و محروم) زمانی که مهمان ها را لیست می کردند تو را فراموش نکردند...
آه که چه حالی می ده ......
-----------------------------------
مطلب مرتبط: بهترین هدیه (۲۶ مهر ۸۷) در باره بهترین هدیه ای که گرفتم
بالاخره توي وبلاگ خورجین در مورد شبهاي قدر نوشتم (سه تا مطلب)
يك مطلب نوشتم در مورد شب نوزدهم رمضان و مراسمي كه توي دروازه غار داشتيم.
براي ديدنش اینجا را كليك كنيد
------------
يك مطلب نوشتم در مورد شب بیست و یکم رمضان و مراسم كوچه گردان عاشق.
براي ديدنش اینجا را كليك كنيد
------------
يك مطلب هم نوشتم در مورد شب بیست و سوم رمضان و مراسمي كه توي روستاهاي اطراف ورامين داشتيم
براي ديدنش اینجا را كليك كنيد
از تو گر انصاف آید در وجود به ز عمری در رکوع و در سجود
عطار نيشابوري
در ظاهر شايد بي ربط باشه - از قديم گفته اند كه حرف را بنداز وسط، صاحبش برش مي داره
چه شلوغه ستاد كوچه گردان عاشق
همه چي مثل هر ساله البته بدون خونه قديمي و معنويت هم يه خورده كمتر شده..
براي جبران معنويتش با سه تا ديگه از بچه ها داريم يه كارايي مي كنيم ايشالا كه خوب از آب در بياد
------------------------
بچه هاي جديد هميشه پر انرژي هستند. غبطه مي خورم بهشون
-----------------------
مجله زندگی ایده آل و كلوپ هواداران زندگی ایده آل و مجله چلچراغ و پيك برتر و موسسات و شركتهاي مختلف دارن با جمعيت امام علي(عليه السلام) براي طرح کوچه گردان عاشق همكاري ميكنند
-----------------------
تيم فوتبال نوجوانان پرشين(همون بچه هاي محروم تحت پوشش جمعيت امام علي عليه السلام) توي جام جوانان به فينال رسيد. نتيجه: اگه يه خورده امكانات به بچه هاي محروم بديم از بقيه جلو مي زنند
-----------------------
الهم اجعل عواقب امورنا خيرا
-----------------------
براي اينكه بشه مهمون بياد خونه شون خودشون بايد از خونه برن بيرون! همه مي رن توي پارك بجز مادرشون. همه شون مي رن بيرون كه مهمون ها توي اطاق 9 متري شون جا بشن. مادرشون مي مونه كه از مهمونا پذيرايي كنه. يه خونه ي 9 متري...
----------------------
بغیر از سه نفر همه ی وزرای پیشنهادی احمدی نژاد رای آوردند.
خوشحالم . حتا اگه این سه نفر هم رای می آوردند بیشتر خوشحال می شدم.
هر کسی دنبال یه کاریه...
سه روزه که بین شرکت و پیک برتر و ستاد کوچه گردان عاشق و دفتر جمعيت امام علي(علیه السلام) به حالت هروله هستم
فردا هم به این چند جا مجله زندگی ایده آل و مجله چلچراغ اضافه میشه...
امروز افطار توي ستاد گوچه گردان بوديم. با علي نواب و يه عالمه عاشق ديگه. نماز جماعتي خونديم كه يه كمكي بوي نماز جماعت هاي خونه قديمي را مي داد. دلم بد جوري هواي اون خونه ي قديمي را كرده .
الهم اجعل عواقب امورنا خیرا...
خدایا عاقبت کارهای ما را ختم به خیر کن.
آمین
از اون مهمانی ها که آدم از میزبان خجالت می کشه...
+ نوشته شده در شنبه ۱ رمضان ۱۴۳۰ ساعت 20:۴۳ توسط آ سه مون آبی