2 ) شنبه ۲۶ مرداد برگشتيم تهران
نتيجه : واقعن عالی بود و خوش گذشت
-------------
مطلب مرتبط : سفرنامه مشهد
مطلب مرتبط : سفرنامه شمال
2 ) شنبه ۲۶ مرداد برگشتيم تهران
نتيجه : واقعن عالی بود و خوش گذشت
-------------
مطلب مرتبط : سفرنامه مشهد
مطلب مرتبط : سفرنامه شمال
1 ) سه شنبه رفتيم شمال
2) جمعه برگشتيم تهران
نتيجه : دريا شلختگي مياره
-------------
مطلب مرتبط : سفرنامه مشهد
از اون زمانی که کامنت دوني (نظرخاهي) وبلاگم را بستم بعضي از دوستان (يعني شماها) لطف کردين و بعد از اينکه هر مطلب جديد (هر پست جديدي) که مي نوشتم به طرق مختلف نظراتتون را به من مي گفتين.
اون اوايل وقتي حضوري من را مي ديدين نظراتتون را مي گفتين. بعدش نظراتتون را برام اي ميل مي کردين و یا روشهاي ديگه.
به هر حال برام جالب بود که با اينکه نظرخاهي وبلاگم بسته اس شما ها باز هم نظراتتون را به من انتقال مي دين.
جديدن يه جريانات ديگه اي داره اتفاق مي افته اون هم اس ام اس کامنت (نظردادن اس ام اسي ) هست.
جديدن بعضي از دوستان (يعني شماها) بعد از نوشتن هر مطلب جديد نظراتتون را برام اس ام اس مي کنين. اين اس ام اس ها خيلي برام جالب هستند. گاهي حتا نصفه شب يکي مياد و اينجا را مي بينه و همون موقع (حدود سه صبح) نظرش را برام اس ام اس ( پیامک ) مي کنه (/:
خلاصه اش اينکه خوشمان آمد !
براي انواع کامنت گذاري ها و ايده هاي جالب انگيزناکي که براي نظرگذاري هاتون براي مطالب اين وبلاگ دارين بهتون تبريک مي گم.
معروف بودن خيلي خوبه؟
معروف بودن روي زمين بهتره يا معروف بودن توي آ سه مون؟
خيلي از دوروبري هام ترجيح مي دن روي زمين معروف باشن.!!!
خدايا روي زمين اسمشون را پر آوازه کن. آمين!
-------------
مطلب مرتبط : انواع معروفیت
جمعه 28 تير
ساعت 3 بعداز ظهر
خیابان نجات الهی (ویلا) تقاطع خیابان ورشو - سالن شهرياران جوان
بیاین. منتظرتونیم
توي کوه این موارد ديده ميشه:
1 - ميزان ظرفيت و جنبه ي آدمها
2 - زمين خوردن ، حتا براي کوهنوردهاي قديمي
3 - ميزان تاثير پذيري انسانها از محيط کوه
4 - ميزان تاثير پذيري کوه از انسانها !
5 - سنگيني طالبي!
6 - مقدار نوع دوستي آدمها
7 - اثبات زيبايي اشعار شهريار
8 - اثبات زيباتر بودن اشعار حافظ
9 - اثبات وجود انواع کمياب طوطي در دود-شهر تهران
10 - اثبات قدرت خدا از مشاهده ميکروسکوپيک يک گل کوچک صورتي
11 - مشاهده انسانهاي تنبلي که براي اثبات کوه رفتن از ارتفاع عکس مي گيرند
12 - برتري دوربين هاي موبایل سامسونگ نسبت به نوکيا و سوني اريکسون
13 - اشتهاي سيري ناپذير محمدرضا نوراني
14 - اوج مهندسي خدا (طراحي زانو)
15 - اثبات مهارتهاي پزشکي دکتر منصور سروش
کاکتوس هام توي شرکت يکي يکي دارن خشک ميشن.
و اين يعني فاجعه....
نميدونم چه شون شده . احتمالن دپرس شده اند .
يحتمل عاشق شده اند و بعد دپرس شده اند و بعد دارند خشک ميشن.
نتيجه اخلاقي : عاشقي زشته حتا براي کاکتوس ها
نتيجه اقتصادي : عاشقي خوبه چون باعث کمتر آب خوردن کاکتوسها ميشه
نتيجه اجتماعي : کاکتوس عاشق کاکتوس نرمالی نيس
نتيجه علمي : عشق باعث مرگ زودرس در گياهان مي شه
نتيجه روانشناسانه : عشق باعث یاس فلسفی و در نتیجه ان نیستی ميشه
نتيجه منطقي : کاکتوس ها چون عقل ندارند عاشق مي شوند
دينگ دنگ دانگ دونگ دينگ دنگ دونگ ( صداي ساعت موبايل )
تکرار ...
اين موبايل بيچاره فقط 15% اوقات تونسته صبح ها منو بيدار کنه. .......... دينگ دنگ دانگ .......
موبايل بچاره من ، بابا را توي دوتا اطاق اونور تر بيدار کرده......... پاشو موبايلت داره خفه مي کنه خودشو
سفارت کره شمالي....... همه خابن
اتوبان يادگار امام.............. اتوبان نيايش. ........ زودي يه مسافر کش واي ميسته......... پیکان سفید....... راننده کارمنده ......... برای پول بنزین صبح ها و شب ها مسافر کشی می کنه....... بنزین....... پوف.... باز یاد جزیره خارک افتادم.......
رضا زنگ زد. ......... کجايي؟ ......... نيم ساعت ديگه سر ظفر........
امروز ساعت 9 بهزيستي استان تهران طبقه پنجم....... مدير کل شبه خانواده....... دکتر نصر.......
ساعت 8 و ربع ......... سارا خانم اومد.......رضا ولي نيست......
سارا خانم کيف پولشو تو ماشين جا کذاشته..........
نامه ..... الان........ تايپ نشده......... کنار خيابون جمله ها را جفت و جور کرديم که نامه هه درست بشه.....
جناب آقاي دکتر نصر با سلام........ احتراما پيرو جلسه مورخ .......... با رئيس سازمان بهزيستي.....
رضا اومد........ کيف پول سارا خانم را آورد......
يه خورده وايساد و دوباره رفت............. تو شرکت جلسه داشت و بايد مي رفت
ساعت هشت و چهل...... نامه را پاک نويس کنم بعد ميريم. زشته بد قول بشيم........
ساعت هشت و پنجاه و نه ........ بدو بدو پاکت نامه بخر.........
آخخخخخخخخ اي ديوار لعنتي، کوري؟ ..... دستم زخم شد. ........ مهم نيس...... بدو دير شد
ساعت 9 و دو دقيقه ×!
سلام آقاي دکتر.......... دکتر نصر نميدونه کجا بشينيم. .... ميز جلسه يا صندلي هاي خودموني؟؟
دستم کماکان داره خوني تر مي شه. ........ دکتر نصر چسب زخم بهم داد............. شماها توي اين جمعيتي که کار مي کنين پولم مي گيرين؟؟؟......... مگه ميشه؟ ............... پس زندگي تونو چه جوري مي چرخونين؟......... کوره؟ ........ چه کوره اي؟.............
آقاي دکتر ما ............. لاب لاب لا ( يعني سه تا نقطه . ياد الهام بخير- خدا بيامرزدش – لاب لاب لا تکيه کلام اون بود)
حرف حرف حرف. ............ خداکنه به نتيجه برسه اين حرفا..........
بدو برو شرکت ....
کار کار کار ...... نميدونم آيا بقيه مردم هم مثل من اينقدر از کار کردن براي ديگران متنفرند؟ ..... کار ....
تاحالا توي هر شرکتي که کار کردم يه حس مزخرف برده بودن بهم دست داده........
اينجا يه شرکت خوبه ، خيلي خوب ولي بازم اينجا يه ارباب داره و چند تا برده...... امروز ارباب رفته اند شمال....... گردش.......
ساعت 6 امروز بايد دوجا باشم.... هم کلاس زبان هم جلسه با آقاي اکرمي و اون دوستش که توي وزارت کشوره...... کدومو برم؟؟
واقعن نمدونم کدوم واجب تره.......... توي شرکت همينطور که دارم شهرام ناظري گوش ميدم بالاخره تصميم گرفتم ................وحيد بايد پيچيده بشه! ...........وحيد معلم زبانمه...... اوکي...... يادگار دوست. شهرام ناظري. .......... محشره.......
من چرا هميشه کلاس زبانمو مي پيچونم؟؟ ........ وحيد موسوي......... معلم خوبيه(تبليغ!)
جلسه امروز صبح خيلي مهم و خوب بود...............جلسه امروز بعد از ظهر هم خيلي مهمه ولي نميدونم آخرش خوب ميشه يا نه........ احتمالن تا هشت يا نه طول ميکشه. .
به احتمال 90% امروز مهدي سعيدي کيا بازجويي ام مي کنه......... يه مدته يه جوري شدم....... مهدي اين نظر را داره............
و احتمالن يازده ميرسم خونه......... و تا يک شب مثل هر شب مي گذره......... و بعد.......بيهوش!
و فردا پنجشنبه است .......... يک پنجشنبه شلوغ مثل هميشه...........
A- یه حرفی بت بزنم؟
B- بگو
A- سعید ، خيلي کم حوصله شدی...
B- ![]()